فان آباد

قد بازيگرقد بازیگران زن ترکان زن ايراني , عکس دسر جدید , عکس های ازهتل درویشی مشهد , پوستر عید , شعر کوتاه عاشقانه , مدل تونيك براي خانمهاي چاق , عکس کردن , دانلود عکس زیبا برای تبریک تولد , عکس x6 , ارگاسم چیست و ب چه صورت است

مطالب اخير
 
پيوند ها
 





 

 حافظه کودکتان را با این شیوه افزایش دهید!

 

 

کـودک و ضـعـف حافـظـه


چه کسی گفته ضعف حافظه فقط در افراد مسن پیش می‌آید؟ ضعف حافظه برای هرکسی صرف‌نظر از سن می‌تواند پیش بیاید...

 

متاسفانه برخلاف آنفلوآنزا و سرماخوردگی، ضعف حافظه داروی مشخصی ندارد تا شما بتوانید با مصرف آن به سرعت نتیجه دارو را ببینید و بتوانید ظرفیت حافظه‌تان را بالا ببرید. مکمل‌ها و ویتامین‌ها برای تقویت حافظه در همه داروخانه‌ها پیدا می‌شوند ولی واقعا در مورد هیچ کدام از آنها اثبات نشده که می‌توانند روی بازگشت حافظه تاثیر داشته باشند.


آیا کودکتان در به یادآوری اطلاعات مشکل دارد؟ شاید الان زمان آن است که کودکتان را مورد بررسی قرار بدهید و ببینید که چگونه می‌توانید به او کمک کنید تا بتواند حافظه‌اش را تقویت کند.


خیلی تاسف‌بار است وقتی ضعف حافظه کوتاه‌مدت در بچه‌ای اتفاق می‌افتد که در اغلب اوقات اجتناب‌ناپذیر است ولی خبر خوب این است راه‌هایی وجود دارد که شما می‌توانید حافظه کودکتان را پرورش دهید.

 


بازی فکری


واضح است که بچه‌ها بازی کردن را دوست دارند. هر نوع از بازی‌ آنها را جذب می‌کند. بنابراین از این خصوصیت بچه‌ها استفاده کنید و بازی‌های فکری بدون محدودیت با آنها انجام دهید.


بازی‌های فکری و پازل‌ها، بازی‌هایی هستند که این فرصت را به بچه‌ها می‌دهند تا آنها فکر کنند و استراتژی‌هایی را طراحی کنند. به این ترتیب،‌ مغز آنها اجازه پیدا می‌کند تا فعالیت داشته باشد و از این رو کودک این توانایی را پیدا می‌کند که در آینده به ظرفیت بالاتری از حافظه دست یابد. ولی تنها بازی‌های فکری و پازل‌ها کافی نیستند.

 


نشاط روحی‌روانی


این فرصت را به بچه‌هایتان بدهید تا از نظر روحی و روانی هم فعالیت داشته باشند. روحی مرده و غیرفعال جلوی پیشرفت پروسه بازیابی و ذخیره‌یابی اطلاعات را می‌گیرد.

 


بازی در زمین

 

بردن بچه‌ها به زمین‌های بازی به صورت متناوب و مستمر به آنها کمک می‌کند تا فعالیت فیزیکی و جسمی داشته باشند.


بچه‌ای که دچار نوعی کمبود ارتباط با دنیای اطراف و بیرون باشد سست و بی‌حال خواهد شد. وقتی بچه بیرون برده می‌شود تمایل پیدا خواهد کرد تا چیزهای جدیدی کشف کند و این کار باعث می‌شود روح و روان او به فعالیت واداشته شود.


بچه در محیط بیرون و زمین‌های بازی تصورش و تخیلات‌اش را به کار می‌اندازد. او یاد می‌گیرد، چگونه تاب بخورد، یاد می‌گیرد چگونه باید از سرسره پایین بیاید و... . شاید کارهایی که او می‌کند به نظرتان خالی از نکته بیاید ولی وقتی از نزدیک به کارهای او دقت کنید متوجه خواهید شد این فعالیت‌های ساده به او اجازه می‌دهند تا او قدرت فکری و روانی خودش را با دنبال کردن کشفیات جدید ناشناخته‌ها تقویت كند.

 


نمایش و گسترش توانایی عقلی


مردم اغلب به تلویزیون به چشم یک اختراع بد نگاه می‌کنند ولی نمایش‌هایی که در استودیوها ضبط شده می‌توانند باعث گسترش توانایی عقلانی بچه‌ها شوند که شامل قدرت به یادآوری نیز می‌شود. نوع خاصی از نمایش‌ها می‌تواند به بالا بردن سطح حافظه بچه‌ها کمک کند. البته کارتون‌ها در این زمینه تاثیر زیادی نخواهند داشت.


همه این نظریه‌ها می‌توانند به فرزند شما کمک کنند تا حافظه‌اش در مسیر درستی تقویت شود. اگر این مشکل را نادیده بگیرید و این شانس را به بچه‌تان بدهید که با همین مشکل ادامه دهد در آینده فرزندی خواهید داشت که باید درد ضعف حافظه را تحمل کند در حالی که فقط 5 سال دارد.


منبع : salamatiran.com

 


   نوشته شده در 2017-07-20  توسط funabad 




 

ويتامين B - پادزهري در برابر آلزايمر

 

آيا با مصرف چند قرص ويتامين مي‌توان از بيماري آلزايمر خلاص شد؟

دانشمندان اخيرا به اين نتيجه رسيده‌اند که ويتامين B مي‌تواند از سرعت شيوع اين بيماري بکاهد،اما با اين حال توصيه مي‌کنندکه از مصرف بيش از حد آن پرهيز شود.

اينکه ويتامين‌ها قادر به چه چيزهايي هستند وتوانايي آنها کجا محدود مي‌شود، امري است که به اين زودي روشن نخواهد شد، اما اين مشخص است که يک تغذيه‌ي سالم و پر از ويتامين مي‌تواند مانع شيوع برخي بيماري‌ها شود.

ويتامين B مي‌تواند سلاحي با قيمت مناسب براي مقابله با بيماري آلزايمر باشد.

اين ويتامين در گوشت، ماهي، تخم مرغ،سبزيجات و برنج موجود است.

ويتامين B مي‌تواند از ساختار مغزي حفاظت کند و از سرعت کوچک و جمع شدن مغز بکاهد. عملکرد اين ويتامين به اين صورت است که به از بين بردن اسيد آمينه‌ي هوموسيستين کمک مي‌کند. بالا بودن ميزان هوموسيستين در خون انسان مي‌تواند به رگ‌هاي خوني آسيب برساند و باعث شيوع آلزايمر شود.

 

کاهش شيوع آلزايمر

تحقيقات دانشگاه آکسفورد (Oxford) و دانشگاه‌هاي نروژي نشان مي‌دهندکه مصرف روزانه‌ي ويتامين B مي‌تواند از کوچک شدن مغز سالمندان جلوگيري کند.

ديويد اسميت، (David Smith) يکي از دانشمنداني که در اين تحقيق نقش داشته، مي‌گويد:

«ما اميداوريم که اين معالجه‌ي ساده و مطمئن از پيشرفت سريع آلزايمر ميان افرادي که از اختلال ذهني برخوردارند، جلوگيري کند». اما به نظر وي اين امر بايد هنوز مورد بررسي بيشتر

قرار گيرد که آيا ويتامين B تنها از سرعت پيشرفت بيماري آلزايمر مي‌کاهد يا اينکه مي‌تواند به طور کامل از آن جلوگيري ‌کند.

با وجود چنين نتايجي، دانشمندان به افراد مسن هشدار مي‌دهند که از مصرف زياده از حد اين ويتامين پرهيز کنند، زيرا تاثير درازمدت چنين مصرفي مي‌تواند به سرطان نيز بينجامد.

منبع:drzohrabi.ir


   نوشته شده در 2017-07-18  توسط funabad 




 

 بزرگترین وسوسه گر عالم

 

از موضوعاتی که در قرآن به صورت گسترده مطرح شده است موضوع شیطان است و در این کتاب مقدس مطالب بی نهایتمهمی پیرامون «شیطان» آمده است که هر عاقلی را سخت تکان می دهد و به تامل جدی وا می دارد.[1]


شیطان تصمیم دارد بنی آدم را به سرنوشت پدر و مادرشان مبتلا کند پس باید شدیداً از فتنه او برحذر باشید. برای نجات از شر این دشمن خطرناک باید «استعاذه» کرد.


خداوند متعال، به حبیبش می فرماید که چون از شیطان رجیم به تو وسوسه ای رسید از خداوند متعال پناه بخواه زیرا او شنوای داناست:


«وَ إِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»[2]


ابلیس دارای اولاد و ذریه است و گروهی ابلیس را از جن و گروهی او را از ملائکه می دانند ولی ابلیس از جن است.


کار شیطان وسوسه است و وسوسه شیطان به قدری قوی است که ابوین ما آدم و حوا (ع) تحت تاثیر قرار گرفتند شیطان ما را به پیروی از امور غیر قرآنی و شرعی و پیروی از افکار بد و سوء ظن به مردم و به پیروی از گذشتگان که خلاف احکام الهی عمل می کرده و می زیسته اند و به تعلیم دروغ و ترس های واهی و بیهوده شدن و به تسلیم شدن به وسوسه های شیطان و پیروی از وحی باطل و به زیاده روی در کارها و زیاده روی در مال و سوء استفاده از صحت و سلامتی و شراب خواری و خوابیدن در اوقات اختصاصی نماز مخصوصا نماز صبح و دزدی و سرقت بویژه از نماز و خشمناک شدن و شوخی بی حد و حصر نمودن و در گوشی سخن گفتن در مجالس و غیبت و بدگویی دیگران در حضورشان و فراموشی یاد و ذکر خداوند متعال و ترسیدن از فقر و در نتیجه کارهای خیر و خوب را انجام ندادن و جدال و کشمکش و حرام کردن حلال های الهی و کاشتن ناامیدی ها و کوچک شمردن مسلمانان و مردم و کوچک پنداشتن گناهان و مایوس و ناامید بودن از رحمت های الهی و اظهار نگرانی شدید در گرفتاری ها و مصائب و جهل و غرور و کبر دعوت می کند.

کار مهم و اصلی شیطان دعوت به معاصی است و هرگز نمی تواند انسان را مجبور به گناه کند بلکه یک فرد گناهکار با اراده و اختیار خودش به دعوت شیطان جواب مثبت می دهد و به دره ی هلاکت سقوط می کند .


خداوند شیطان را به سجده کردن در مقابل آدم امر کرد ولی شیطان با عدم اطاعت از فرمان خدا در واقع اولین گناه در عالم را انجام داد و در مقابل خداوند ادعای بزرگی و تکبر کرد و به دلیل استکبار و ادعای استقلال ذاتی خویش از درگاه الهی رانده شد و مشمول لعنت الهی گردید و از زمره کافران محسوب شد.


ابلیس بعد از آنکه بر اثر ابای استکباری از سجده مورد رجم و لعن قرار گرفت درخواست فرصت کرد و از خداوند مهلت خواست تا روز قیامت، به منظور بقاء در دنیا و ایجاد انحراف و گمراهی در انسان ها، خداوند تبارک و تعالی نیز با تقاضای او موافقت کرد.


شیطان که موجودی شرور است برای پیاده کردن برنامه های خود دست به تبهکاری می زند و اقدامات مختلفی انجام می دهد و نقشه های فراوانی می کشد که اینک به چند برنامه ی مهم او اشاره می کنیم :

 


1) دعوت: کار مهم و اصلی شیطان دعوت به معاصی است و هرگز نمی تواند انسان را مجبور به گناه کند بلکه یک فرد گناهکار با اراده و اختیار خودش به دعوت شیطان جواب مثبت می دهد و به دره ی هلاکت سقوط می کند . [3]

 


2) فریب: یکی از نام های شیطان غرور است، یعنی بسیار گول زننده و فریبکار .[4]

 


3) گمراهی: اگر انسان به وجدان خود رجوع کند و ار فطرت اولیه اش کمک بگیرد تا حد زیادی راه را از چاه تشخیص می دهد، اما وقتی به ندای وجدان پاسخ نداد و با پیروی از دید هوش بر فطرت الهی اش چیره شد و او را به بند کشید، فورا شیطان ملعون او را به راه های ضلالت و گمراهی می کشاند و به هلاکت می رساند .

 


4) همراهی: شیطان قدم به قدم با انسان همراه است تا در موارد حساس، ضربه های مهلک خود را بر قلب او وارد سازد و این در اثر روی تافتن ار حق است که راه را برای دوستی شیطان باز می نماید.[5]

 


5) تزیین: یکی دیگر از برنامه های شیطان زینت دادن به دنیا است، او آنچنان شهوات را در نظر انسان، جلوه می‌دهد که میل به دستیابی به آنها، به مراتب قدرت می گیرد تا آنجایی که گویی دیگر چشم نمی بیند و گوش نمی شنود بلکه مست و مدهوش در دامان گناه می افتد و ابدا به زشتی عمل خود پی نمی برد و به عاقبت کارش نمی اندیشد. [6]

 

یکی دیگر از کارهای مهم شیطان این است که نمی گذارد انسان تصمیم جدی بگیرد و هر چه زودتر از کارهای زشت خود توبه کند. بلکه این معانی را تلقین می کند که تو حالا جوونی و ...

 


6) عداوت: شیطان دشمن انسان است و قرآن کریم در آیات بسیاری ما را از او هشدار می دهد .[7]

 


7) تسویف: یکی دیگر از کارهای مهم شیطان این است که نمی گذارد انسان تصمیم جدی بگیرد و هر چه زودتر از کارهای زشت خود توبه کند. بلکه این معانی را تلقین می کند که تو حالا جوونی و ... [8]

 


8) تخویف: و دیگر آنکه انسان را از هزاران راه می ترساند و می گوید: مبادا فلان حرف حق را بگویی که آبرویت می‌رود، مبادا فلان کمک مالی را انجام دهی که فقیر می شوی و... .[9]

 


9) ایجاد تفرقه و کینه: و دیگر آنکه انسان ها را با هم دشمن می کند تا آن چنان کینه ی یکدیگر را به دل بگیرند که تو گویی از طایفه ی انسان نیستند . [10]

 


10) احاطه همه جانبه: یکی از برنامه های شیطان ملعون این است که اگر از راهی وارد شده و تیرش به سنگ خورد از راهی دیگر وارد می شود. خداوند برنامه های شیطان را وقتی که ار درگاه الهی مطرود و محروم شد در سوره های از قرآن بیان می کند .[11]

 


11) سرگرمی و فراموشی: شیطان یاد خدا را از ذهن انسان ها می برد و توبه را به فراموشی می سپارد و از یاد انسان می برد. [12]

 


12) زمینه سازی گناه: شیطان برای انسان ها ، هر روز یک رنگ و در هر موقعیت یک ساز می نوازد تا زمینه هایی برای گناه ایجاد کند .

 


این موجود خبیث چه بود، چه شد و چه کرد:


«و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لادم فسجدوا الا ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربه »:[13]


و (یاد کن) هنگامی را که به فرشتگان گفتیم، آدم را سجده کنید. پس (همه) - جز ابلیس- سجده کردند، که از (گروه) جن بود و از فرمان پروردگارش سر پیچید.»


شیطان برای بندگی خدا آفریده شده نه برای گمراهی و شیطنت و وسوسه گری، او مانند تمام جنیان و همچون انسان (نه چون فرشتگان) موجودی صاحب اراده و اختیار بود و توان سرپیچی از فرمان خداوند را داشت، که با این نافرمانی از جایگاه والای خود رانده شده و به بدبختی افتاد، او خود شیطنت را برگزید و خواست که شیطان باشد و به مکر و حیله انسان پردازد .


من حسودم، از حسد کردم چنین من عدوم، کار من مکرست و کین

 

 

.......................................................................


پی‌نوشت‌ها:


1- اسرا/27*مریم/ 44*بقره/168


2- اعراف/200


3- ابراهیم/22


4- فاطر/5


5- زخرف/36


6- نمل/24


7- فاطر/5*ص/82*یس/60


8- نساء/120


9- آل عمران/175


10- مائده/91


11- اعراف/16*17


12- مجادله/19


13- کهف/50


گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی


   نوشته شده در 2017-07-15  توسط funabad 




ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان ‌من‌ دعائه عليه السلام ‌فى‌ طلب الستر ‌و‌ الوقايه   بود ‌از‌ دعاى ‌آن‌ امام عاليمقام ‌در‌ طلب نمودن پوشيدن معاصى ‌و‌ نگهداشتن ‌از‌ ذنوب اگر خداى عزوجل بخواهد نظر رافت ‌و‌ مهربانى خود ‌را‌ ‌از‌ بندگان خود بردارد سلسله ‌ى‌ موجودات رشته ‌ى‌ وجودشان قطع شود، اگر بخواهد نظر ستر ‌و‌ حفظ خود ‌را‌ ‌از‌ بندگان خود منحرف سازد بندگان محترم ‌و‌ مكرم ‌در‌ نظر غير ‌او‌ ‌از‌ رسوايان ‌و‌ ذليلان ‌و‌ خواران خواهند بود ‌پس‌ ‌بر‌ بنده لازم است ‌كه‌ ‌از‌ ‌او‌ التماس ‌و‌ سئوال نمايد لطف ‌و‌ رحمت ‌او‌ ‌را‌ ‌كه‌ بپوشاند عيوبات مخفيه ‌ى‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌كه‌ خوار نشود، فرق ‌و‌ جدائى ميان ستر ‌و‌ وقايه معلوم است زيرا ‌كه‌ ‌مى‌ شود ستر باشد بدون وقايه چنانكه اكثر افراد مردم مبتلا ‌به‌ درد معصيت هستند ‌و‌ ميان خود ‌و‌ خداى خود مرتكب مخالفت هستند لكن خداى عزوجل ‌از‌ باب وفور لطف ‌و‌ زيادتى مرحمت ‌و‌ صفت ستاريت ‌آن‌ ‌را‌ پوشانده ‌و‌ ‌او‌ ‌را‌ مفتضح ‌و‌ خوار ننموده ‌و‌ نمى نمايد ‌نه‌ ‌در‌ زمين ‌و‌ ‌نه‌ ‌در‌ آسمان ‌نه‌ ‌در‌ دنيا ‌و‌ ‌نه‌ ‌در‌ آخرت چنانچه ‌در‌ دعاى بيت المعمور ‌از‌ بعضى ‌از‌ روايات استفاده شود مناسب ‌آن‌ دعاى بزرگوار نقل شود  
و اين دعاى بزرگوار ‌در‌ فضل ‌او‌ ‌دو‌ حديث وارد است:   اول- آنچه كفعمى ‌در‌ حاشيه ‌ى‌ مصباح نقل نموده ‌و‌ ابن فهد ‌در‌ عده الداعى همان ‌را‌ نقل ‌مى‌ نمايد ‌و‌ ترجمه ‌او‌ تفصيلى دارد مخلص ‌آن‌ است ‌كه‌ دعاى بيت المعمور اگر جمع شوند ملائكه آسمانها ‌و‌ زمينها خواهند ‌كه‌ بيان كنند ‌يك‌ جزو ‌از‌ هزار جزو ثواب اين دعا ‌را‌ قدرت ‌بر‌ ‌آن‌ ندارند ‌و‌ ‌مى‌ پوشاند الله تعالى كارهاى قبيح خواننده ‌ى‌ اين دعاء ‌را‌ ‌به‌ هزار ‌و‌ پانصد ‌در‌ دنيا ‌و‌ آخرت، ‌و‌ ‌مى‌ آمرزد گناهان ‌او‌ ‌را‌ ‌هر‌ چند مثل ‌كف‌ دريا باشد حتى گناهان كبيره ‌ى‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌و‌ ‌مى‌ گشايد هفتاد دراز رحمت، ‌و‌ عطا ‌مى‌ كند ثواب ‌هر‌ مصيبت رسيده را.   دوم- ابن بابويه ‌در‌ كتاب توحيد روايت نمايد ‌به‌ اسناد خود ‌از‌ حضرت پيغمبر صلى الله عليه ‌و‌ آله ‌و‌ ‌كه‌ جبرئيل (ع) نازل ‌شد‌ ‌بر‌ ‌آن‌ حضرت ‌به‌ اين دعا ‌در‌ حالى ‌كه‌ خندان ‌و‌ خوشحال بود ‌پس‌ سلام كرد ‌بر‌ ‌آن‌ حضرت ‌و‌ ‌آن‌ حضرت جواب سلام گفت ‌پس‌ عرض نمود كه: الله تعالى هديه فرستاده ‌به‌ سوى شما پيغمبر پرسيد كه: ‌چه‌ چيز است؟   جبرئيل گفت: كلماتى است ‌از‌ گنجهائى ‌كه‌ عرش خدا گرامى داشته است ‌تو‌ ‌را‌ ‌به‌ آنها ‌پس‌ ‌آن‌ حضرت فرمود: ‌كه‌ كدام است آنها جبرئيل دعا ‌را‌ خواند بعد ‌از‌ ‌آن‌ حضرت ‌از‌ ثواب ‌او‌ پرسيد:   جبرئيل گفت: دور است معلوم نمودن تمام ثواب ‌آن‌ اگر جمع شوند ملائكه هفت آسمان ‌و‌ هفت زمين ‌بر‌ اينكه بيان كنند ثواب ‌آن‌ ‌را‌ ‌تا‌ روز قيامت نتوانند بيان نمود ‌از‌ ‌صد‌ هزار جزء ‌يك‌ جزء.   بعد جبرئيل گفت: چون بنده گويد:   ‌يا‌ ‌من‌ اظهر الجميل ‌و‌ ستر القبيح ‌مى‌ پوشاند ‌او‌ ‌را‌ خدا رحمت خود ‌در‌  
دنيا ‌و‌ آخرت ‌و‌ زينت ‌مى‌ دهد ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ آخرت ‌و‌ ‌مى‌ پوشاند ‌بر‌ ‌او‌ پانصد رحمت ‌در‌ دنيا ‌و‌ آخرت.   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ ‌من‌ لم يوءاخذ بالجريره ‌و‌ لم يهتك الستر، محاسبه نمى نمايد خدا ‌با‌ ‌او‌ ‌در‌ روز قيامت ‌و‌ اظهار نمى كند گناه ‌او‌ ‌را‌ روزى ‌كه‌ ظاهر شود گناهان .   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ عظيم العفو، بيامرزد گناهان ‌او‌ ‌را‌ ‌هر‌ چند ‌به‌ قدر ‌كف‌ دريا باشد.   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ حسن التجاوز، بگذرد ‌از‌ تقصيرات ‌او‌ حتى ‌از‌ دزدى ‌و‌ شراب خوردن ‌و‌ ساير گناهان بزرگ.   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ واسع المغفره: بگشايد خداى عزوجل ‌از‌ براى ‌او‌ هفتاد ‌در‌ ‌از‌ درهاى رحمت ‌پس‌ فرو ‌مى‌ رود ‌در‌ رحمت خدا ‌تا‌ وقتى ‌كه‌ بيرون رود ‌از‌ دنيا.   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ باسط اليدين بالرحمه: پهن نمايد خداى تعالى ‌بر‌ ‌او‌ رحمت خود را.   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ صاحب كل نجوى ‌و‌ منتهى كل شكوى عطاء نمايد ثواب ‌هر‌ آفت رسيده ‌و‌ ‌بى‌ آفت ‌و‌ ‌هر‌ مريض ‌و‌ صاحب علت ‌و‌ ‌هر‌ فقير ‌و‌ مسكين ‌و‌ ‌هر‌ صاحب مصيبت ‌تا‌ روز قيامت.   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ كريم الصفح گرامى دارد خدا ‌او‌ ‌را‌ مثل گرامى داشتن پيغمبران.   چون گويد: ‌يا‌ عظيم المن عطا نمايد خدا ‌به‌ ‌او‌ ‌در‌ روز قيامت چيزهائى ‌را‌ ‌كه‌ خودش آرزوى ‌او‌ نموده ‌و‌ جميع خلايق آرزوى ‌او‌ ‌را‌ داشته باشند.  
چون گويد: ‌يا‌ مبتدئا بالنعم قبل استحقاقها عطا نمايد ‌به‌ ‌او‌ ثواب ‌به‌ عدد ‌هر‌ ‌كه‌ شكر نعمت ‌او‌ نموده باشد.   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ ربنا ‌و‌ ‌يا‌ سيدنا فرمايد خدا ‌اى‌ ملائكه ‌من‌ شاهد باشيد ‌كه‌ ‌من‌ آمرزيدم اين بنده ‌را‌ ‌و‌ ‌به‌ ‌او‌ عطا نمودم ‌از‌ جمله ثواب ‌به‌ عدد ‌هر‌ جميع ‌كه‌ خلق كردم ‌در‌ بهشت ‌و‌ دوزخ ‌و‌ هفت زمين ‌و‌ آسمان ‌و‌ آفتاب ‌و‌ ماه ‌و‌ ستارگان، ‌و‌ دانه هاى باران ‌و‌ انواع خلق ‌و‌ كوهها، ‌و‌ سنگها ‌و‌ ريگها ‌و‌ غير آنها ‌و‌ عرش ‌و‌ كرسى.   چون گويد: ‌يا‌ مولانا ‌پر‌ نمايد قلب ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ ايمان.   چون گويد: ‌يا‌ غايه رغبتنا عطاء نمايد ‌به‌ ‌او‌ ‌در‌ روز قيامت آنچه ‌را‌ ‌كه‌ مرغوب تمام مردم است.   چون گويد: اسئلك ‌يا‌ الله ‌ان‌ ‌لا‌ تشوه خلقى ‌و‌ خلق والدى بالنار.   گويد خداى عزوجل: ‌اى‌ ملائكه شاهد باشيد ‌كه‌ آزاد نمودم ‌او‌ ‌را‌ ‌و‌ پدر ‌و‌ مادر ‌او‌ ‌را‌ ‌و‌ خواهران ‌و‌ خويشان ‌و‌ فرزندان ‌و‌ همسايگان ‌او‌ ‌را‌ ‌و‌ ‌او‌ ‌را‌ شفيع نمودم ‌در‌ ‌حق‌ هزار مرد ‌كه‌ واجب شده باشد ‌بر‌ ايشان آتش، ‌و‌ نجات دادم ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ آتش جهنم ‌پس‌ تعليم گير ‌اى‌ محمد (ص) اين كلمات ‌را‌ ‌و‌ تعليم مكن آنها ‌را‌ ‌بر‌ منافقان ‌چه‌ اين دعائى است ‌كه‌ مستجاب ‌مى‌ شود انشاء الله تعالى ‌و‌ اين دعاء ‌را‌ دعاء اهل بيت معمور گويند ‌مى‌ خوانند ‌آن‌ ‌را‌ وقتى ‌كه‌ طواف ‌مى‌ كنند دور او.   بدان اگر انسان عاصى باشد ‌و‌ خدا ‌او‌ ‌را‌ ستر نمود ‌و‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ دنيا ‌و‌ آخرت مفتضح ننمود ‌و‌ داخل بهشت نمود ‌و‌ مع ذلك ‌او‌ ‌را‌ درجات مقربين ندهند. ‌پس‌ اگر بخواهد انسان فايز شود ‌به‌ مراتب عليه ‌بر‌ اوست ‌كه‌ اجتناب نمايد ‌از‌ معاصى ‌و‌ گناهان ‌از‌ اين جهت است ‌كه‌ امام عليه السلام طلب ستر ‌و‌ وقايت ‌هر‌ ‌دو‌ نموده  
است.  
خداى ‌من‌ رحمت بفرست ‌بر‌ پيغمبر ‌و‌ ‌آل‌ او، بگستران ‌تو‌ فرشهاى بزرگى خود ‌را‌ براى من.   يعنى: حرير ‌و‌ ديباج ‌و‌ استبرق ‌و‌ نحو ‌آن‌ ‌كه‌ مهيا نمودى ‌در‌ غرفات بهشت ‌و‌ آنها ‌را‌ ‌به‌ ‌آن‌ فرش ‌و‌ بساط نمودى ‌كه‌ اولياى خود ‌را‌ ‌در‌ ‌آن‌ منزل جاى دهى مرا نيز ‌از‌ جمله ‌ى‌ آنها بگردان ‌كه‌ متنعم شوم ‌به‌ چيزى ‌كه‌ ايشان متنعم شوند   فرش: ‌در‌ لغت ‌و‌ عرف بساطى ‌را‌ گويند ‌كه‌ انسان ‌در‌ ‌او‌ ‌مى‌ نشيند ‌و‌ نقل ‌به‌ باب افعال ‌كه‌ ‌شد‌ ‌دو‌ مفعول ‌مى‌ گيرد.   مهاد: جمع مهد ‌به‌ معنى فرش ‌و‌ بساط واو مفعول دوم ‌او‌ هست.   داخل نما مرا ‌در‌ راههاى رحمت خود ورود دخول تشنه است ‌بر‌ آب مشارع: جمع مشرعه است ‌و‌ ‌او‌ راه ‌و‌ جائى است ‌در‌ كنار نهر ‌كه‌ انسان ‌از‌ ‌آن‌ مكان اخذ آب نمايد، ‌از‌ اينكه رحمت ‌و‌ بخشش خدا زياد است ‌و‌ ‌از‌ كثرت نتوان تعداد نمود امام طلب نمايد تمام ‌آن‌ رحمات ‌و‌ مهربانيهاى ‌او‌ ‌به‌ راههائى ‌كه‌ ‌به‌ ‌او‌ توان رسيد ابن ‌بر‌ تقديرى است ‌كه‌ رحمت متعدد باشد، ‌و‌ ‌مى‌ توان گفت رحمت ‌يك‌ چيز است مثل دخول بهشت لكن اسباب ‌او‌ بسيار است ‌پس‌ مشارع ‌دو‌ احتمال دارد.   نازل نما ‌تو‌ مرا ‌در‌ وسط بهشت تو.   حلول: نزول است.   بحبوحه: بضم ‌هر‌ ‌دو‌ ‌به‌ وسط شى ء است چونكه مراتب جنان مثل دركات  
جحيم متفاوت ‌و‌ مختلف است مرتبه ‌ى‌ عليا وسط ‌آن‌ است ‌و‌ ‌به‌ خاطر ‌آن‌ امام طلب اين مرتبه نمود ‌و‌ ‌مى‌ توان گفت: اين كنايه ‌از‌ مرتبه ‌ى‌ عليا است زيرا ‌كه‌ درجات بهشت تفاوت ‌به‌ حسب فوقيه ‌و‌ تحتيت دارند ‌نه‌ ‌به‌ حسب وسط ‌و‌ اطراف.   علامت ‌و‌ نشانه نگذار ‌تو‌ مرا برد ‌و‌ جواب دادن ‌از‌ خود، چون انسان همين ‌كه‌ رحمت خدا شامل حال ‌او‌ نشد ‌و‌ ‌در‌ معرض تفضل ‌و‌ احسان واقع نشد چنان رسوائى ‌و‌ افتضاح ‌و‌ خوارى ‌بر‌ ‌او‌ مستولى شود ‌هر‌ ‌كه‌ ‌از‌ اهل محشر ‌از‌ ‌جن‌ ‌و‌ انس ‌و‌ ملك ‌بر‌ ‌او‌ نظر كند ‌مى‌ داند ‌كه‌ ‌او‌ ‌از‌ اهل سخط ‌و‌ عذاب است، خداى عزوجل ‌او‌ ‌را‌ مايوس نموده ‌از‌ لطف خود.   ‌و‌ محروم مكن ‌تو‌ مرا ‌به‌ نااميدى ‌از‌ تو، چونكه انسان بعضى ‌از‌ اعمال خوب ‌و‌ خير ‌در‌ دنيا نمايد ‌از‌ قبيل صله ‌ى‌ رحم ‌و‌ صدقه ‌و‌ قضاء حوائج برادران دينى ‌و‌ نحو ‌آن‌ ‌و‌ ‌به‌ واسطه ‌ى‌ ‌او‌ اميد ‌و‌ رجاء بهشت ‌و‌ رضوان دارد لكن بعضى ‌از‌ معاصى مرتكب ‌شد‌ ‌كه‌ ‌او‌ سبب ‌شد‌ ‌كه‌ اعمال خير ‌او‌ منفعت ‌به‌ حال ‌او‌ ندارد ‌و‌ خايب ‌و‌ نااميد شود مثل غيبت ‌و‌ كذب ‌و‌ ايذاء پدر ‌و‌ مادر ‌و‌ نحو ‌آن‌ ‌يا‌ اينكه ‌از‌ وفور مرحمت ‌و‌ رافت خداى رجاء بخشش ‌و‌ عفو ‌او‌ دارد ‌و‌ هيچ عملى ‌هم‌ ندارد ‌از‌ اينكه ‌او‌ ‌را‌ عملى نباشد محروم شود اگر ‌چه‌ ‌از‌ بعض روايات چنان استفاده شود ‌كه‌ اگر بنده ‌در‌ دنيا اميد خير ‌و‌ خوبى ‌از‌ خدا داشته باشد سبب نجات ‌او‌ خواهد بود.   مرويست ‌كه‌ ‌در‌ روز قيامت چون بعضى ‌از‌ مردمان ‌را‌ حاضر سازند امر شود ‌كه‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ جانب جهنم برند ‌از‌ براى گناهان ‌و‌ معاصى ‌او‌ ملائكه عذاب ‌او‌ ‌را‌ كشند ‌به‌ جانب آتش ‌در‌ وقت رفتن ‌به‌ جانب آتش نظرى ‌به‌ قفاى خود كند ‌و‌ عرض  
نمايد چنين نبود اميد ‌من‌ ‌بر‌ ‌تو‌ وحى رسد ‌كه‌ ‌او‌ ‌را‌ برگردانيد اگر ‌چه‌ دروغ ‌مى‌ گويد زيرا ‌كه‌ ‌او‌ ‌در‌ دنيا هرگز ‌بر‌ ‌من‌ گمان خير ‌و‌ خوبى نداشت.  
مقاصه نكن مرا ‌به‌ ‌آن‌ ‌چه‌ ‌كه‌ مرتكب شدم من، خداى عزوجل عوض گناهان ‌و‌ ذنوب عقوبات مهيا نموده ‌و‌ عوض طاعات درجات ‌و‌ حسنات قرار داده انسان گاهى ‌كه‌ مرتكب بعضى ‌از‌ معاصى شود ‌و‌ طاعاتى ‌هم‌ نمود ‌مى‌ شود ‌كه‌ خداوند عالم طاعت ‌و‌ حسنه ‌او‌ ‌را‌ عوض عصيان ‌او‌ بگيرد ‌و‌ ‌در‌ صحيفه ثواب طاعات نباشد ‌و‌ ‌او‌ ‌را‌ تقاص ‌و‌ گرو معصيت گرفت.   اجتراح: كسب معصيت.   تقاص: عوض ‌حق‌ گرفتن كلمه ‌ما‌ ‌در‌ اجترحت موصوله عايد صله محذوف ‌پس‌ معنى ‌آن‌ است ‌كه‌ عوض نگير مرا ‌به‌ ‌آن‌ ‌چه‌ كسب نمودم ‌از‌ گناهان.   اظهار عيب منما ‌در‌ آنچه كسب نمودم مناقشه ‌در‌ مطلب ايراد ‌بر‌ ‌آن‌ است ‌و‌ ‌در‌ حساب دقت است ‌و‌ استقصاء ‌پس‌ اگر خدا بخواهد مناقشه ‌در‌ عمل نمايد هيچ عملى ‌از‌ براى انسان نماند سالم، اين است ‌كه‌ ‌در‌ بعض ادعيه وارد است ‌كه‌ پناه ‌مى‌ برم ‌به‌ سوى ‌تو‌ ‌از‌ مناقشه ‌در‌ حساب مثلا ‌مى‌ شود انسان گاهى عملى ‌از‌ عبادات نمود خالصاو مخلصالله ‌و‌ ‌فى‌ الله لكن مخلوط هست ‌بر‌ ‌يا‌ ‌به‌ نحوى ‌كه‌ ‌بر‌ خود عامل مشتبه است قطع دارد ‌كه‌ عمل ‌او‌ خالص است ‌و‌ مع ذلك خدا ‌بر‌ ‌او‌ معلوم نمايد ‌كه‌ اين عمل مال ‌من‌ نبوده است چنانچه ‌در‌ بعضى ‌از‌ روايات وارد است ‌كه‌ ريا ‌در‌ عمل پوشيده ‌تر‌ است ‌از‌ حركت پاى مورچه ‌در‌ ‌شب‌ تار ‌در‌ سنگ صاف.  
آشكار ننما ‌تو‌ پنهان شده ‌ى‌ مرا ‌و‌ برندار امر پوشيده ‌ى‌ مرا، عيوب مخفيه انسان ‌دو‌ نحو است يكى ‌آن‌ است ‌كه‌ نداند ‌او‌ ‌را‌ مگر خود ‌و‌ خدا ‌و‌ اين قسم تعبير ‌به‌ كتمان شود گفته شود سركاتم ‌و‌ ديگر ‌آن‌ است ‌كه‌ ‌مى‌ شود مردم ‌بر‌ ‌او‌ مطلع شوند لكن ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ مردم بپوشاند ‌در‌ بازار قيامت چون انسان مورد تفضل نشود ‌هر‌ ‌دو‌ قسم ‌از‌ عيوب ‌او‌ خواهد آشكار ‌و‌ هويدا ‌شد‌ نعوذ بالله.   ‌و‌ نگذار ‌در‌ ترازوى عدل ‌و‌ انصاف كردار مرا، ‌در‌ نزد اهل اسلام محقق است ثبوت ميزان ‌كه‌ اعمال خلايق ‌در‌ ‌آن‌ سنجيده شود ‌و‌ اين نحو على نحو الاجمال عدل خدائى است ‌كه‌ قوه ‌ى‌ عاقله ‌بر‌ ‌آن‌ حكم نمايد اختلاف ‌در‌ ‌آن‌ است ‌كه‌ اين ميزان ‌چه‌ هست بعضى ‌را‌ گمان ‌آن‌ است ‌كه‌ ميزان عبارت است ‌از‌ حكم ‌به‌ عدل ‌و‌ انصاف خلاق عالم ‌در‌ روز قيامت، بنابراين اطلاق ميزان مجاز است ‌و‌ خلاف ظواهر آيات ‌و‌ نصوص است آنچه اكثر قوم ‌بر‌ ‌او‌ رفته اند.   ‌و‌ بعضى ‌از‌ روايات صحيحه ‌و‌ صريحه ‌كه‌ ‌بر‌ ‌آن‌ دلالت كند ‌آن‌ ترازوئى است مثل ترازوى اهل تجارت ‌و‌ ‌به‌ ‌آن‌ اعمال مردم سنجيده گردد.   ‌و‌ ‌در‌ خبر صحيح است ‌كه‌ صحيفهاى مردم سنجيده شود ‌به‌ ميزانى ‌كه‌ ‌او‌ ‌را‌ عمودى ‌و‌ ‌دو‌ كفه باشد همه ‌ى‌ خلايق ‌در‌ ‌آن‌ نظر نمايند براى اظهار معدلت ‌و‌ قطع معذرت.   ‌از‌ ابن عباس مروى است ‌كه‌ درازى عمود ميزان پنجاه هزار سال راه است ‌و‌ كفهاى ‌او‌ يكى ‌از‌ نور ‌و‌ يكى ‌از‌ ظلمت است حسنات ‌را‌ ‌در‌ كفه ‌ى‌ نور نهند ‌و‌ سيئات ‌را‌ ‌در‌ كفه ‌ى‌ ظلمت.   ‌و‌ ‌در‌ سوره ‌ى‌ زلزال خداى عالم ‌مى‌ فرمايد: ‌هر‌ ‌بد‌ ‌و‌ خوب اگر ‌چه‌ اندك ‌و‌  
به مقدار ذره باشد خواهد ديد،   ‌و‌ ‌در‌ سوره ‌ى‌ قارعه ‌مى‌ فرمايد: ‌هر‌ ‌كه‌ ميزان عمل ‌او‌ ‌در‌ روز قيامت سنگين است ‌او‌ ‌در‌ سعه ‌و‌ اطمينان است ‌و‌ ‌هر‌ ‌كه‌ ميزان عمل ‌او‌ سبك است جاى ‌او‌ جهنم است.   ‌و‌ ‌در‌ سوره ‌ى‌ اعراف ‌و‌ مومن نيز نظير اين ‌مى‌ فرمايد ثقل ‌و‌ خفت ‌به‌ ‌دو‌ نحو تصور شود يكى ‌آن‌ است ‌كه‌ يكى ‌از‌ خير ‌و‌ ‌شر‌ است ‌و‌ ديگرى اصلا نيست.   دوم- ‌آن‌ است ‌كه‌ ‌هر‌ ‌دو‌ هست لكن يكى راجح ‌و‌ زيادتر ‌از‌ ديگرى است ‌و‌ كيف كان ثبوت ‌فى‌ الجمله كفايت ‌در‌ ترسيدن انسان ‌مى‌ كند اگر بناء عدل باشد ‌در‌ يوم الفصل ‌نه‌ بناء فضل ‌و‌ كرم ‌پس‌ واى ‌به‌ ‌ما‌ واى ‌به‌ ما.   آشكار نكن ‌بر‌ چشمهاى خلايق حال ‌و‌ شغل مرا.   ملاء: جماعت. خبر ‌به‌ معنى حال ‌و‌ كار ‌و‌ شغل است.  
و پنهان نما ‌تو‌ ‌از‌ آنها آنچه ‌را‌ ‌كه‌ هست پهن شدن ‌او‌ ‌بر‌ ‌من‌ ننگ ‌و‌ ‌به‌ پيچ ‌تو‌ ‌از‌ آنها امرى ‌را‌ ‌كه‌ لاحق ‌مى‌ كند ‌او‌ ‌را‌ نزد ‌تو‌ ‌به‌ خوارى ‌و‌ ذلت.   اخف ‌و‌ اطو ‌هر‌ ‌يك‌ ‌از‌ باب افعال است ‌پس‌ ‌هر‌ ‌يك‌ متعدى ‌به‌ ‌دو‌ مفعول است عارا ‌و‌ شنارا ظاهر ‌آن‌ است ‌كه‌ مفعول ثانى باشد ‌نه‌ حال ‌و‌ تميز.   بدان ‌كه‌ انسان ‌در‌ عالم دنيا اگر ‌بر‌ ‌او‌ دوبليه ‌يا‌ ازيد اگر وارد آيد اگر يكى غالب باشد ‌پس‌ ديگرى خواهد محو ‌و‌ نابود ‌در‌ نزد ‌او‌ بود چنانكه ‌به‌ العيان مشاهده ‌مى‌ شود، ‌و‌ اما ‌در‌ عالم آخرت بلاياى عظيمه ‌بر‌ ‌او‌ وارد شود ‌هر‌ ‌يك‌ ‌هم‌ تاثير تام ‌و‌ مستقل دارد اگر ‌چه‌ بعضى شديد ‌و‌ بعضى اشد باشد مثلا انسان  
اگر العياذ بالله ‌از‌ اهل طاعت نباشد محزون شدن ‌از‌ بهشت ‌يك‌ بليه ‌ى‌ ‌او‌ است رسوا شدن ‌در‌ نزد اهل محشر مصيبت ديگر ‌او‌ است، شماتت اهل بهشت ‌بر‌ ‌او‌ مصيبت ديگر، شماتت بعض كفار ‌در‌ جهنم بليه ‌ى‌ ديگر، شماتت حفظه ‌و‌ ملائكه ‌ى‌ عذاب بليه ‌ى‌ ديگر او، ‌و‌ اعظم بليات ‌او‌ مايوس شدن ‌او‌ است ‌از‌ رحمت خداى عزوجل.   حضرت امير مومنان (ع) ‌در‌ دعاى كميل عرض ‌مى‌ كند ‌به‌ خداى عزوجل كه: فرض كنم ‌كه‌ ‌بر‌ حرارت آتش ‌تو‌ صبر كردم لكن چگونه صبر توانم نمود ‌به‌ فراق ‌تو‌ ‌پس‌ ‌از‌ اين جهت است ‌كه‌ امام عرض ‌به‌ خدا ‌مى‌ كند ‌كه‌ اين امورى ‌كه‌ باعث شكست ‌و‌ رسوائى است ‌از‌ مردم مخفى دار ‌و‌ مگذار ‌كه‌ نزد مردم پراكنده ‌و‌ پهن شود ‌در‌ نظر آيد ‌كه‌ انسب ذكر اطو بدل انسب لكن اعرف امام است ‌به‌ بلاغت.  
بلند نما مرتبه ‌ى‌ مرا ‌به‌ خشنودى ‌تو‌ كسى ‌كه‌ خدا ‌از‌ ‌او‌ خوشنود باشد ‌از‌ سادات آخرت است ‌و‌ تحصيل رضاى معبود نمى شود مگر اينكه اطاعت ‌او‌ نمايد ‌بر‌ وجهى ‌كه‌ ‌او‌ تحديد نمود.   تمام نما بزرگى مرا ‌به‌ آمرزش خود، شبهه نيست ‌كه‌ مصنوع ‌و‌ مخلوق تصور نمى شود مگر اينكه كرامت ‌و‌ مرحمت صانع شامل حال ‌او‌ شود لكن اكمال كرامت ‌آن‌ است ‌كه‌ ‌از‌ ‌او‌ بگذرد ‌و‌ ماوى ‌او‌ ‌را‌ بهشت قرار دهد ‌و‌ گرنه ‌بر‌ ‌او‌ هيچ نداده است اين است ‌كه‌ امام عرض نمايد اكمال نما ‌نه‌ اينكه عطا نما.   ‌و‌ پيوند نما مرا ‌در‌ عداد ياران دست راست، ‌و‌ انظمنى فعل امر ثلاثى  
مجرد است ‌از‌ نظم ‌و‌ ‌او‌ ‌در‌ لغت ريسمانى است ‌كه‌ ‌در‌ ‌او‌ جواهر ‌و‌ درر داخل نمايند .   ‌از‌ اينكه اصحاب يمين مثل لوءلوء ‌و‌ مرجان هستند استعاره شده ‌به‌ نظم ‌و‌ آنها اتقيا ‌و‌ اولياء ‌و‌ صلحايند ‌كه‌ بهشت ‌از‌ براى ماوى ‌و‌ مقر آنها قرار داده شده.   ‌از‌ جواب رسول الله بعبد الله ‌بن‌ مسعود چنان مستفاد ‌مى‌ شود ‌كه‌ همينكه انسان دزدى ننمايد ‌و‌ تكبر ‌به‌ غير نكند ‌و‌ توكل ‌به‌ خدا كند ‌او‌ داخل ‌در‌ اصحاب يمين است دور نيست ‌كه‌ عمده ‌ى‌ معاصى ‌از‌ اين ‌سه‌ خصلت است ‌و‌ ‌مى‌ توان گفت ‌كه‌ ‌در‌ ‌آن‌ زمان غالب مردم مبتلا بودند ‌به‌ اين ‌سه‌ خصال ‌نه‌ مثل زمان ‌ما‌ ‌كه‌ مردم داراى اين ‌سه‌ خصال هستند ‌با‌ كثرت معاصى ديگر ‌پس‌ بخواهند ‌از‌ اصحاب يمين شوند منوط است ترك تمام معاصى ‌را‌ نمايند.   ‌و‌ روبرو ‌كن‌ مرا ‌در‌ راههاى ايمنان. يعنى ‌آن‌ طريقى ‌كه‌ مامونين ‌تو‌ ‌در‌ ‌آن‌ راه ‌مى‌ روند مرا نيز ‌در‌ ‌آن‌ راه دلالت ‌كن‌ ‌كه‌ توجه ‌به‌ جانب ‌آن‌ نمايم ‌و‌ اين مطلب نخواهد ‌شد‌ مگر اينكه انسان صفات ذميمه خود ‌را‌ خلع نمايد ‌و‌ متصف ‌به‌ صفات اولياء شود.   ‌و‌ بگردان ‌تو‌ مرا ‌در‌ رسيدن رسيدگان يعنى آنچه خوبان مردم ‌به‌ سبب ‌او‌ رسيدند ‌به‌ مراتب عليه ‌و‌ درجات عاليه مرا نيز موفق دار ‌بر‌ آن.   آباد نما ‌به‌ واسطه ‌ى‌ ‌من‌ مجالس خوبان ‌را‌ ‌و‌ اين عبارت ‌دو‌  
احتمال دارد يكى آنكه توفيق ‌ده‌ مرا ‌كه‌ ‌از‌ بزرگان ‌و‌ معروفين باشم ‌كه‌ بدون ‌من‌ گويا صالح نيست، ‌و‌ ‌مى‌ شود اين باشم ‌كه‌ ‌از‌ كثرت معاشرت ‌و‌ مراوده ‌با‌ صلحاء ‌و‌ الفت مجالس ايشان ‌به‌ حدى باشم ‌كه‌ بدون ‌من‌ مجالسشان رونق ‌و‌ زينتى نداشته باشد.   اجابت فرما ‌اى‌ پروردگار عالميان ‌و‌ مربى مخلوقات اللهم اغفرو ارحم ‌و‌ استر علينا ‌ما‌ تعلم ‌و‌ صل على محمد ‌و‌ آله ‌و‌ سلم.  

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

   نوشته شده در 2017-07-13  توسط funabad 




ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

و كان من‌ دعائه عليه السلام متفزعا الى الله عز ‌و‌ جل دعاى بيست ‌و‌ هشتم كه‌ در‌ حال استغاثه ‌و‌ فريادرسى از‌ حق جل ‌و‌ علا مى فرموده اند به‌ سبب شعور به‌ عظمت ‌و‌ هيبت حضرت ذوالجلال ‌و‌ قصور از‌ اداى حق بندگى ‌و‌ لوازم آن.
«اللهم انى اخلصت بانقطاعى اليك». اى: جعلت مخلصا بانقطاعى عما سواك متوجها اليك. اخلاص در‌ لغت پاك كردن چيزى را‌ از‌ هر‌ چه غير ‌آن بود ‌و‌ با‌ او‌ در‌ آميخته باشد. ‌و‌ اينجا به‌ اخلاص ‌آن مى خواهد كه‌ در‌ آنچه گويد ‌و‌ كند، خداى جل ‌و‌ عز را‌ منظور دارد ‌و‌ هيچ غرض ديگر، نه دنياوى ‌و‌ نه آخرتى، به‌ ‌آن نياميزد. يعنى: بار خدايا، مخلص گرديدم به‌ سبب بريدن خود از‌ ماسواى تو، در‌ حالتى كه‌ متوجه گرديدم به‌ جناب تو.
«و اقبلت بكلى عليك». جار ‌و‌ مجرور ثانى يعنى كلمه ‌ى‌ «عليك» متعلق است به‌ «اقبلت». يعنى: روى آوردم بر‌ تو‌ به‌ همگى اعضا ‌و‌ جوارح ‌و‌ قلب.
«و صرفت وجهى عمن يحتاج الى رفدك». الرفد- بكسر الراء-: العطاء ‌و‌ الصله.
(يعنى:) ‌و‌ گردانيدم روى خود را‌ از‌ ‌آن كس كه‌ محتاج باشد به‌ عطاى تو. يعنى: روى طلب خود را‌ از‌ ماسواى تو‌ گردانيدم.
«و قلبت مسالتى عمن لم يستغن عن فضلك». قلبت، اى: صرفت. ‌و‌ المساله: مصدر ميمى بمعنى السوال. فهذه الجمله بمنزله التاكيد للاولى ‌و‌ اختلاف اللفظ. (يعنى:) ‌و‌ گردانيدم سوال ‌و‌ خواهش خود را‌ از‌ ‌آن كس كه‌ بى نياز نيست از‌ فضل ‌و‌ عطاى تو.
«و روايت ان‌ طلب المحتاج الى المحتاج سفه من‌ رايه ‌و‌ ضله من‌ عقله». الرويه هنا بمعنى العلم. اى: علمت. ‌و‌ السفه: خفه العقل. يعنى: ‌و‌ دانستم كه‌ طلب كردن محتاج از‌ محتاج سبكى است از‌ عقل او‌ ‌و‌ گمراهى است از‌ دانش او.
«فكم قد رايت- يا‌ الهى- من‌ اناس طلبوا العز بغيرك فذلوا». اى: من‌ غيرك. فالباء بمعنى من. يعنى: پس‌ به‌ تحقيق كه‌ بسيار ديدم- اى خداوند من- كه‌ طلب كردند عزت ‌و‌ بزرگى را‌ از‌ غير تو، پس‌ خوار ‌و‌ بى مقدار شدند. «و راموا الثروه من‌ سواك فافتقروا». رمت الشى ء ارومه روما، اذا طلبته. ‌و‌ الثروه: كثره المال. يقال: انه لذو ثروه ‌و‌ ذو ثراء، يراد به: لذو عدد ‌و‌ كثره مال. (يعنى:) ‌و‌ قصد كردند ‌و‌ جستند توانگرى را‌ از‌ ماسواى تو، پس‌ درويش ‌و‌ محتاج شدند.
«و حاولوا الارتفاع فاتضعوا». ‌و‌ اراده نمودند بلند شدن را، پس‌ فرومايه ‌و‌ خوار شدند.
«فصح بمعاينه امثالهم حازم وفقه اعتباره، ‌و‌ ارشده الى طريق صوابه اختياره». صح، اى: استقام. ‌و‌ الحازم- بالحاء المهمله ‌و‌ الزاى- من‌ الحزم، ‌و‌ هو ضبط الرجل امره ‌و‌ اخذه بالثقه. ‌و‌ قد حزم الرجل- بالضم- حزامه فهو حازم. ‌و‌ هو فاعل الفعل المذكور- اى: «صح»- ‌و‌ الجمله الفعليه صفه له. ‌و‌ الاختبار بالخاء المعجمه ‌و‌ الباء الموحده، او‌ بالياء المثناه من‌ تحت، ‌و‌ كلاهما مرويان. يعنى: پس‌ راست ‌و‌ مستقيم گرديد حازم- يعنى كسى كه‌ ضابط ‌و‌ هشيار بوده باشد- بر‌ او‌ ديدن امثال اين مردمان كه‌ موفق ساخته او‌ را‌ اعتبار ‌و‌ انديشه نمودن او‌ ‌و‌ تفكر ‌و‌ ملاحظه نمودن او‌ ‌و‌ ارشاد ‌و‌ هدايت نموده به‌ راه صواب ‌و‌ حق اختبار، يعنى آزمايش او- يا: اختيار او، يعنى خواهش دل او.
«فانت- يا‌ مولاى- دون كل‌ مسوول موضع مسالتى، ‌و‌ دون كل‌ مطلوب اليه ولى حاجتى». المولى ‌و‌ الولى واحد. فكل من‌ ولى امر احد فهو وليه ‌و‌ مولاه. ‌و‌ لفظ دون بمعنى غير ‌و‌ سوى. يعنى: تويى- اى خداوند من- كارگذار من‌ ‌و‌ محل سوال ‌و‌ خواهش من، نه غير از‌ تو‌ ‌آن كس كه‌ سوال كرده مى شود از‌ او. ‌و‌ تويى گذارنده حاجت من‌
نه غير تو‌ از‌ ‌آن كس كه‌ طلب كرده مى شود به‌ سوى او.
«انت المخصوص قبل كل‌ مدعو بدعوتى، لا‌ يشركك احد فى رجائى». «بدعوتى» متعلق است به‌ مخصوص. يعنى: تويى مخصوص به‌ خواندن من‌ پيش از‌ هر‌ خوانده شده، شريك تو‌ نباشد هيچ كس در‌ اميد من. «و لا‌ يفق احد معك فى دعائى». من‌ الوفق بمعنى الموافقه بين الشيئين. قال الفيروز آبادى فى القاموس: وفقت امرك تفق: صادفته موافقا. ‌و‌ المعنى: لا‌ يوافق. ‌و‌ بروايه ابن ادريس: «لا يتفق» من‌ الاتفاق. يعنى: موافقت ننمايد هيچ كس با‌ تو‌ در‌ دعاى من. يا: يافت نشده موافقى با‌ تو‌ در‌ خواندن من‌ كه‌ قضاى دعوت من‌ كند. «و لا‌ ينظمه ‌و‌ اياك ندائى». ‌و‌ در‌ رشته ‌ى‌ دعا نكشد ‌آن كس را‌ ‌و‌ تو‌ را‌ خواندن من.
«لك- يا‌ الهى- وحدانيه العدد». اضافه الوحدانيه الى العدد بمعنى «فى». يعنى: مر توراست- اى خداوند من- يگانگى در‌ عدد وجوب وجود. يعنى در‌ حقيقت وجوب وجود وحدت حقه دارى ‌و‌ واجب الوجودى نيست الا تو. پس‌ تو‌ هم نكنند كه‌ اين كلام حقيقت انتظام منافات دارد به‌ آنچه در‌ احاديث ائمه ‌ى‌ طاهرين صلوات الله عليهم اجمعين ‌و‌ در‌ كلمات حكماى الهى
وارد شده كه‌ وحدت واجب الوجود وحدت عددى نيست. چرا كه‌ آنچه منفى است وحدتى است كه‌ قياس به‌ اعداد موجودات ‌و‌ آحاد ‌آن نمايند- كه‌ توان گفت كه‌ واجب الوجود با‌ واحدى از‌ ممكنات موجوده دو‌ شخصى اند ‌و‌ با‌ دو‌ سه اند ‌و‌ با‌ سه چهار است ‌و‌ همچنين الى غير ذلك- نه قياس به‌ ذات قيوم او‌ با‌ حقيقت وجوبى. «و ملكه القدره الصمد». الصمد الذى يصمد فى الحوائج، اى: يقصد. يقال: صمدت صمده، اى: قصدت قصده. (يعنى:) ‌و‌ مر توراست شدت قدرت، ‌و‌ بى نيازى ‌و‌ تويى مقصود در‌ جميع حاجات. «و فضيله الحول ‌و‌ القوه، ‌و‌ درجه العلو ‌و‌ الرفعه». الحول بمعنى القوه. ‌و‌ العطف للتفسير. (يعنى:) ‌و‌ افزونى قوت ‌و‌ قدرت ‌و‌ پايه ‌ى‌ بلندى ‌و‌ بزرگى توراست.
«و من‌ سواك مرحوم فى عمره». «سواك» مثلثه السين. (يعنى:) ‌و‌ هر‌ كس كه‌ سواى تو‌ است از‌ موجودات، رحم بر‌ او‌ مى بايد كرد در‌ زندگانى او. زيرا كه‌ محتاج است به‌ تو‌ ‌و‌ هر‌ محتاجى مرحوم است. «مغلوب على امره». بر‌ كار خود مغلوب است. «مقهور على شانه».
خوار كرده شده است بر‌ حال ‌و‌ كار خود. «مختلف الحالات». مختلف است حالهاى او. چه، ثبات از‌ لوازم وجوب وجود است ‌و‌ هر‌ ممكنى متغير است احوال او. «متنقل فى الصفات». گردنده است در‌ صفتهاى خود. در‌ هر‌ حالى بر‌ صفتى است.
«فتعاليت عن الاشباه ‌و‌ الاضداد». پس‌ برترى تو‌ از‌ شبه ها ‌و‌ مانندها ‌و‌ ضدها. چه، هر‌ چه ماسواى تو‌ است معلول توست ‌و‌ معلول را‌ ضديت ‌و‌ ماننديت نشايد با‌ علت خود، چنانچه در‌ محلش مبرهن شده. «و تكبرت عن الامثال ‌و‌ الانداد». الند: المثل. ‌و‌ التكرير للتاكيد ‌و‌ اختلاف اللفظ. (يعنى:) ‌و‌ بزرگترى از‌ آنكه تو‌ را‌ مثل ‌و‌ مانند بوده باشد. چنانچه در‌ جاى خود ثابت شده كه‌ محال است مثل ‌و‌ ند واجب الوجود را. «فسبحانك لا‌ اله الا انت». پس‌ تنزيه مى كنم تو‌ را‌ تنزيه كردنى. نيست هيچ خدايى ‌و‌ معبودى سزاى پرستش الا تو.

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

   نوشته شده در 2017-07-10  توسط funabad 




 

 

ابزاربرترجاسوسی قدیمی (+عکس)


ابزارهای جاسوسی همیشه گجت های جذابی بوده اند. یکی از دلایل محبوبیت فیلم ها جیمزباند هم وجود این اسباب بازی های جالب است. اما در فیلم ها می دانیم که بیشتر با تخیل مواجه هستیم. اینجا ده تا از وسایل جاسوسی واقعی را می بینید که در گذشته استفاده می شدند و حالا جایشان در موزه است و جزو تاریخ محسوب می شوند.

 

رژلب مرگبار

این یک اثر کلاسیک جاسوسی است. رژ لبی که می تواند یک گلوله 4‪.‬5 میلیمتری شلیک کند. این اسلحه در اواسط سال 1960 از یک مامور KGB به دست امده است. و هم اکنون در موزه بین الملی ابزارهای جاسوسی نگهداری میشود.

 

ابزاربرترجاسوسی قدیمی (+عکس)

 


لباس عکاس ‏

‏ این روزها دوربین موبایل شما خیلی کوچک تر از این دوربین جاسوسی است. اما این دوربین چهل سال قبل این یکی از بهترین دوربین ها برای عکاسی مخفیانه بوده. دوربین در کت جاسازی میشده و جاسوس می توانست به راحتی با آن عکاسی کند.

 

ابزاربرترجاسوسی قدیمی (+عکس)

 

دوربین تصویربرداری از اسناد

‏در سال های دهه ۵۰ میلادی با این دوربین از متن ها و اسناد عکاسی میکردند. دوربین از نوعی روش فشرده سازی شیمیایی برای کوچک نگه داشتن اطلاعات استفاده می کرده است. در جنگ جهانی دوم یک جاسوس دوجانبه یکی از آنها را که حاوی اطلاعاتی در مورد حمله آلمان ها به پرل هاربر بود به رییس اف بی آی داد. اما آنها به او اعتماد نکردند.

 

ابزاربرترجاسوسی قدیمی (+عکس)



کفش جاسوس‬ ‏

‏بین سال های ۶۰ و ۷۰ میلادی اکثر دیپلمات های غربی که در شرق اروپا مشغول کار بودند ترجیح می داند لباس هایشان را از غرب و از طریق پست بخرند. در رومانی سرویس جاسوسی از این موضوع استفاده می کرد و با هماهنگی شرکت پست، در پاشنه کفش هایی که آنها میخریدند ردیاب و میکروفن مخفی جاسازی می کرد. این کفش به طور اتفاقی در طی یک بررسی امنیتی در یک سالن کشف شد. ماموران یک سیگنال در سالن کشف کردند اما وقتی دیپلمات ها سالن را ترک می کردند سیگنال ناپدید میشد!

 

ابزاربرترجاسوسی قدیمی (+عکس)

 


ماشین تایپ رمزنگار ‏

‏‏این روزها انواع روش های رمزنگاری و الگوریتم های پیچیده برای این کار وجود دارد. اما در جنگ جهانی دوم از کامپیوترهای امروزی خبری نبود. این ماشین تایپ مخصوصی است که آلمانی ها اختراع کرده بودند. آنها می دانستند که ارسال پیام ها از طریق بیسیم به صورت رمزنگاری نشده کار خطرناکی است. بنابراین این دستگاه را ساختند. آنها پیام را به راحتی روی آن تایپ می کردند و پیام نوشته شده توسط یک بخش الکترونیکی به رمزهای مخصوص تبدیل میشد و آنها متن کد شده را ارسال می کردند. آلمانی ها تصور میکردند که این الگوریتم غیر قابل شکستن است. در حالی که در آن طرف متفقین آن را شکسته بودند و پیام های آلمان ها را می خواندند. ‏

نکته در اینجا است که آلمان ها در جنگ جهانی دوم هم اطلاعاتی که از طریق شبکه های بیسیم منتقل میشد را رمز نگاری میکردند اما هنوز خیلی از کاربران فعلی اینترنت شبکه بیسیم شان را همینطور بدون رمزنگاری مناسب رها کرده اند.

 

ابزاربرترجاسوسی قدیمی (+عکس)



دیسک رمزنگار ‏

‏به نظر وسیله ساده ای می آید. دو صفحه چرخان که روی هر کدام حروف انگلیسی نوشته شده. از آن برای نوشتن پیام های رمزنگاری استفاده می کردند. و برای باز کردن رمز باید صفحات را در مکان مناسب قرار داد. مثلا در این تصویر M‪=‬G است. به نظر شکستن رمزش اسان می آید اما جاسوس ها پیام ها را به زبانی غیر از انگلیسی می نوشتند! بنابراین اول باید میدانستید که پیام به چه زبانی نوشته شده است و همین کار را بسیار سخت می کرد.

 

ابزاربرترجاسوسی قدیمی (+عکس)

 


‏چتر بلغاری ‏

‏جاسوس ها کلا چتر را دوست دارند. بلغاری ها این چتر را ساخته بودند و در سال 1978 از آن برای کشتن یکی از مخالفان دولت به نام جورجی مارکوو استفاده کردند. این چتر حاوی یک سم بود که یک ماشه کوچک داشت. به راحتی می شد زهر را به بدن هدف تزریق کرد. ‏


ابزاربرترجاسوسی قدیمی (+عکس)

 

کبوترهای جاسوس ‏

‏ ‏ این کبوترها در زمان قدیم نقش هواپیماهای جاسوسی فعلی را بازی میکردند. و تقریبا کار ماهواره را هم انجام میدادند! آنها را آموزش داده بودند که در جنگ بالای سر دشمن پرواز کنن و دوربین متصل به انها کار عکسبرداری را انجام میداد. نقش انها در طول جنگ بسیار مهم و حیاتی بوده است. علاوه بر این هنگامی که ارتباط های رادیویی قطع بوده کبوتر ها نقش انتقال پیام ها را به عهده داشته اند. میزان موفقیت کبوترها در عملیات هایشان بیشتر از ۹۵ درصد بوده است و تصور می کنم از انسان ها کارشان را بهتر انجام میداده اند.

 

ابزاربرترجاسوسی قدیمی (+عکس)



درخت جاسوس ‏

‏روس ها در سال 1970 در جنگل های اطراف مسکو درون تنه یک درخت این گیرنده و فرستنده را کشف کردند! امریکایی ها آن را در آنجا جاسازی کرده بودند. این دستگاه پیام های رادیویی از یک پایگاه نظامی هوایی روسی نزدیک را دریافت می کرد و آنها را به یک ماهواره آمریکایی ارسال می کرد. جالب تر اینکه این دستگاه با انرژی خورشیدی کار می کرد! بنابراین نیازی به نگهداری و تعویض باطری نداشت. ‏

 

ابزاربرترجاسوسی قدیمی (+عکس)



پیام رسان کثیف ‏ ‏

‏این شبیه دفعیات یک سگ است. اما در واقع درون آن محفظه ای وجود دارد که پیام ها از طریق آن تبادل میشده است. با این کار افراد می توانستند در یک محیط با همدیگر ارتباط برقرار کنند. و کسی هم به طرف چنین چیز کثیفی نمی رفت. البته استفاده از این روش همیشه خطرهای خودش را داشته. مثلا ممکن بود کسی آن را جمع کند. ‏

 

ابزاربرترجاسوسی قدیمی (+عکس)

 


   نوشته شده در 2017-07-08  توسط funabad 




 

 

 

 

نامه نگاری فرانسه و اتحادیه اروپا درباره زن ایرانی محکوم به سنگسار

نیکلاسارکوزی رئیس‌جمهور فرانسه نیز چند روز پیش با تهدید اتمی دانستن ایران، به موضوع سکینه آشتیانی اشاره و با حمایت کردن از او گفت: ایران حقوق بشر را نقض می‌کند و فرانسه در قبال سکینه، مسئولیت دارد.

مهر: کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در نامه‌ای اعلام کرد: زمان آن فرا رسیده است که کشورهای عضو اتحادیه اروپا دسته‌جمعی با اقدامات ایران که به زمان گذشته تعلق دارند، مخالفت کنند.

ماجرای سکینه محمدی آشتیانی که متهم به قتل همسرش است، در اروپا و به‌ویژه فرانسه به جریانی خبری تبدیل شده است.

اشتون در نامه‌ای به برنار کوشنر وزیر امور خارجه فرانسه نوشت: نگرانی‌های شما در مورد وضع حقوق بشر در ایران دقیقا همان نگرانی‌های ما است.

وی افزود: در مورد مسأله سکینه محمدی آشتیانی که به اعدام محکوم شده است، ما نیز همانند شما عقیده داریم زمان آن فرا رسیده است که همه کشورهای اتحادیه اروپا با اقدامات ایران که به زمان‌هایی بسیار دور تعلق دارند، به شدت مخالفت کنند.

اشتون خاطرنشان کرد: اروپا فعلا بر روی یکی از رویکردهای مخفیانه خود در تهران کار می‌کند ولی اگر ببینیم که این رویکرد نیز نتیجه‌ای نداشت، چاره‌ای نیست جز اینکه نامه‌ای مشترک از طرف اعضای اتحادیه اروپا برای مسئولان ایرانی ارسال شود.

اشتون گفت: خواستار آن است که اروپایی‌ها برای تصمیم‌گیری در مورد اتخاذ راهبردی کارآمدتر از راهبردهای کنونی در مقابل ایران نشستی برگزار کنند.

اشتون در پایان خاطرنشان کرد: مطمئن باشید در آینده‌ای نه چندان دور فرصت آن فراهم می‌شود که در مورد این موضوع اساسی نشستی جمعی برگزار شود.

اشتون این نامه را در پاسخ به نامه چند روز پیش دولت فرانسه در این باره نوشت.

دولت فرانسه چند روز پیش در نامه‌ای به کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، رویکرد مشترک اروپایی‌ها را در مقابل ایران برای نجات جان سکینه محمدی آشتیانی که به اعدام محکوم شده است، خواستار شد و از احتمال اتخاذ تحریم‌هایی در زمینه حقوق بشر علیه تهران خبر داد.

برنار کوشنر وزیر امور خارجه فرانسه در نامه‌ای به اشتون نوشته بود: من به این نتیجه رسیده‌ام که اگر می‌خواهیم جان این زن جوان را نجات دهیم، ضرورت دارد که 27 کشور اتحادیه اروپا نامه‌ای مشترک برای دولت ایران ارسال کنند.

کوشنر در نامه خود به اشتون خواستار آن شد که اتخاذ اقداماتی برای وادار کردن ایران به رعایت حقوق بشر مورد بحث‌و بررسی قرار بگیرد.

نیکلاسارکوزی رئیس‌جمهور فرانسه نیز چند روز پیش با تهدید اتمی دانستن ایران، به موضوع سکینه آشتیانی اشاره و با حمایت کردن از او گفت: ایران حقوق بشر را نقض می‌کند و فرانسه در قبال سکینه، مسئولیت دارد.

کارلا برونی، همسر سارکوزی نیز، در نامه‌ای خطاب به سکینه محمدی نوشت که همسرش بی‌وقفه از وی دفاع و برای نجات او تلاش می‌کند.

این در حالی است که فراتر از دید رسانه‌ای، امضای فراخوان جلوگیری از اعدام محمدی نیز همچنان ادامه دارد و در این بین نام ژاک شیراک رئیس‌جمهوری پیشین فرانسه و ژیس گاردستن یکی دیگر از روسای جمهوری سابق فرانسه نیز دیده می‌شود.

سکینه محمدی آشتیانی هم اکنون در زندان تبریز است.

گفته می‌شود که وی در سال 84 همسرش را به قتل رسانده است...../تحلیل:عصرایران


   نوشته شده در 2017-07-05  توسط funabad 




ترجمه فارسی نهج البلاغه در نکوهش اصحاب
بار خدايا هر بنده از بندگانت که گفتار ما را شنيد، گفتاري که از روي داد است نه ستم، و موجب اصلاح است، نه تباه‏کننده دين و دنيا- هم- و پس از شنيدن آن سر باز زد، و از ياري‏ات باز ايستاد، و در گراميداشت دينت درنگ کرد و آهستگي نشان داد، ما بر او گواه مي‏گيريم بزرگترين گواهان را، در دادن گواهي - حضرت رسالت پناهي- و نيز گواهي مي‏خواهيم بر او از همه آنان که در زمين و آسمانهايت ساکن گردانيده‏اي، و از آن پس تو ما را از ياري او بي‏نياز کننده‏اي و او را به کيفر گناهانش گرفتار سازنده. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) اللَّهُمَّ أَيُّما عَبْدٍ مِنْ عِبادِکَ سَمِعَ مقالَتَنَا الْعادِلَةَ غَيْرَ الْجائِرَةِ، ‏وَ ‏الْمُصْلِحَةَ ‏غَيْرَ ‏الْمُفْسِدَةِ ‏فِى‏ ‏الدِّينِ‏ ‏وَ ‏الدُّنْيا، فَأَبى بَعْدَ سَمْعِهِ لَها إِلَّا النُّکُوصَ عَنْ نُصْرَتِکَ، وَ الْإِبْطاءَ عَنْ إِعْزازِ دِينِکَ، فَإِنَّا نَسْتَشْهِدُکَ عَلَيْهِ ‏يا ‏أَکْبَرَ الشَّاهِدِينَ شَهادَةً، وَ نَسْتَشْهِدُ عَلَيْهِ جَمِيعَ ما أَسْکَنْتَهُ أَرْضَکَ وَ سَمواتِکَ، ثُمَّ أَنْتَ بَعْدُ الْمُغْنِى عَنْ نَصْرِهِ، وَ الاخِذُ لَهُ بِذَنْبِهِ.

   نوشته شده در 2017-07-03  توسط funabad 




ترجمه فارسی نهج البلاغه درباره ملک‏الموت
از خطبه‏هاي آن حضرت عليه‏السلام است که در آن ملک‏الموت عليه‏السلام در قبض روح نمودن او اشخاص را يادآوري نموده (و اشاره فرموده که کنه ذات خداوند سبحان درک نمي‏شود): آيا درک مي‏کني و مي‏فهمي او را هرگاه (براي گرفتن جان) به منزلي داخل شود؟ يا او را مي‏بيني هرگاه جاني را مي‏ستاند؟ (نه!!) بلکه (شگفت در آن است که) چگونه قبض روح مي‏نمايد بچه‏اي را که در شکم مادرش مي‏باشد؟ آيا از بعض اعضاء مادر بر او وارد مي‏شود؟ يا آنکه روح به اذن و فرمان پروردگارش به سوي او مي‏رود؟ يا ملک الموت با آن بچه در اجزاء دروني ما در او ساکن است؟ چگونه (مي‏تواند) خداي خود را وصف کند کسي که توانائي ندارد از اينکه مخلوقي (ملک الموت) را که مانند خود است (از نيستي به وجود آمده) وصف نمايد؟ (پس چنانکه ملک‏الموت را که مخلوقي از مخلوقات است جز به آثار نمي‏توان شناخت، به طريق اولي پي به کنه ذات حقتعالي که منزه از ادراک و خالق همه مخلوقات است نتوان برد). متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) ذَکَرَ فِيها مَلَکَ الْمَوْتِ عَلَيْهِ السَّلامُ وَ تَوَفِّيَهُ الْأَنفُسَ: هَلْ تُحِسُّ بِهِ إِذا دَخَلَ مَنزِلًا؟ أَمْ هَلْ تَراهُ إِذا تَوَفّى أَحَداً؟ بَلْ کَيْفَ يَتَوَفَّى الْجَنِينَ فِى بَطْنِ أُمِّهِ؟ ‏أَيَلِجُ‏ عَلَيْهِ مِنْ بَعْضِ جَوارِحِها؟ أَمِ الرُّوحُ أَجابَتْهُ بِاِذْنِ رَبِّها؟ أَمْ هُوَ ساکِنٌ مَعَهُ فِى أَحْشائِها کَيْفَ يَصِفُ إِلهَهُ مَنْ يَعْجِزُ عَنْ صِفَةِ مَخْلُوقٍ مِثْلِهِ؟!.

   نوشته شده در 2017-06-30  توسط funabad 




ترجمه فارسی نهج البلاغه در نکوهش مردم بصره
نقش عوامل محيط در انسان
سرزمين شما به آب نزديک و از آسمان دور است، عقلهاي شما سست و افکار شما سفيهانه است پس شما نشانه‏اي براي تيرانداز، و لقمه‏اي براي خورنده، و صيدي براي صياد مي‏باشيد. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) فِى مِثْلِ ذلِکَ: أَرْضُکُمْ قَرِيبَةٌ مِنَ الْماءِ، بَعِيدَةٌ مِنَ السَّماءِ، خَفَّتْ عُقُولُکُمْ، وَ ‏سَفِهَتْ‏ ‏حُلُومُکُمْ‏، فَأَنْتُمْ ‏‏غَرَضٌ‏‏ ‏‏لِنابِلٍ‏‏، ‏وَ ‏أُکْلَةٌ ‏لِآکِلٍ‏، ‏وَ ‏‏فَرِيسَةٌ‏ ‏‏لِصائِلٍ‏‏.

   نوشته شده در 2017-06-28  توسط funabad 



رپورتاژ
فال حافظ
معرفی شرکت اریا منتخب پارسیان
سرویس VOIP
اریا منتخب پارسیان عرضه جوجه شترمرغ بوقلمون
تورهای لحظه آخری ارزان کیش دبی مالزی و تایلند
مبل تالار یا صندلی مبل تالار پذیرایی
قیمت عمل بینی
بلیط های چارتری ارزان قیمت
بهترین روش انتخاب آتلیه عروس
نورپردازی نما و آلاچیق
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
جاذبه های گردشگری کرمان یاسوج و معرفی تورهای لحظه آخری کیش مشهد
درباره اتوبار گلها تهران
بازی اندروید
هدایای تبلیغاتی
دانلود آهنگ جدید
مدل لباس عروس
چگونگی افزایش زیبایی با جراحی زیبایی
راهکار های یافتن بهترین جراح پلاستیک
همه چیز در مورد جراحی بینی

لینک های مفید
برنامه بدنسازی | آموزش مجازی | بیوگرافی ۹۸ | تجهیزات تالار |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


درباره سايت
 
آرشيو مطالب
 
نويسندگان